حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
49
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
مىرفت ، جون بذين ناحيت « 1 » رسيد ، در غايت خرابى بود ، از خرابىء آن پرسيد ، كفتند : كه هيچ ملكى از ملوك ، هر ناحيت و موضعى را كه اسكندر آن را خراب كرده است ، بعمارت و آبادانىء آن رغبت نمىكند و نمىفرمايد . چون قباد به دار الملكة « 2 » خود مراجعت مىنمود ، چون بذين ناحيت رسيد ، بفرمود تا آن را عمارت كردند ، و بذين نام نهادند ، و كورهء اصفاهان را به دو شقّ « 3 » كرد ، يكى : شقّ جىّ ، و يكى : شقّ ثيمره ، و اين شقّ ثيمره را بذين اسم نام كرد . و همجنين : جون عرب بذينجا آمدند ، و فتح اين شقّ بر دست رؤساء مقدّمهء « 4 » لشكر أحنف بن قيس ميسّر شد ، و احنف بثيمره مقيم بود ، و عرب اين كوره را هم شقّ ثيمره نام كردند . و اين اسم بر وى باقى بماند ، تا آنكاه كه رشيد « 5 » آن را كوره كردانيد . پس كوره و شهر را هر دو قم نام كردند » . بدين دستور كه ما ياد كرديم ، نواحى و رساتيقى كه خارج از ثيمره بودند ، مجموع داخل « 6 » ثيمره كردانيدند - تا غايت « 7 » كه ديوان « 8 » خراج از فارسى با عربى كردند - ،
--> هيتال خوانند ، و به تازى گردانيدهاند هيتال به هيطال « لغتنامه دهخدا : هيطال » . ( 1 ) . يعنى ناحيه قم . ( 2 ) . كذا در اصل ، و صحيح آن دار الملك يعنى پايتخت است . ( 3 ) . قسمتى از ناحيه بزرگ كه در آن شهرى قرار داشته باشد . ( 4 ) . پيشآهنگان لشكر ( 5 ) . مقصود هارون الرشيد خليفه مشهور عباسى است . ( 6 ) . يعنى آباديها و روستاهاى پراكنده پيرامون اين شق را از لحاظ ادارى و خراج و ماليات وابسته به اين شق نمودند . ( 7 ) . تا آن هنگام كه . ( 8 ) . ديوان : محل گردآورى دفاتر ( مجمع الصّحف ) ، فارسى معرّب است ، در سبب تسميهء ديوان آمده است كه چون كسرى سرعت عمل منشيان را در اجراى كارها ملاحظه كرد ، گفت اين كار